نقشهٔ راه تصویری عملیات انتحاری نجات کیمیا از بی‌خوابی
نقشهٔ راه
۶ ایستگاه · شبانه
مسیر فرار از افکار شبانه

عملیات نجات کیمیا از چنگال مغز ناآرام و بالش مظلوم

مسیر پرپیچ‌وخم ۶ ایستگاهه‌ای برای خواباندن کیمیا. میمون‌ها روی دوشش رژه می‌روند، فکر ویراستاری مغزش را خورده، می‌خواهد علی فتاحی را بزند و با خانم آقایی کات کند. مقصد: تخت خواب قبل از طلوع خورشید.

۱

پذیرش شکست در بیداری

۳۰ ثانیه

«فقط یه دور دیگه اسکرول کنم» یعنی تا ساعت ۴ صبح بیداری!

«من قربانی افکار سمّی و لجاجت خودم هستم.»
۲

صدور حکم اخراج علی فتاحی و خانم آقایی

۱ دقیقه

کتک زدن علی فتاحی و کات کردن با خانم آقایی بماند برای فردا عصر.

«هر فکری دربارهٔ خانم آقایی یا علی فتاحی، همین الان اخراج است.»
۳

خلع سلاحِ خیانت‌بار گوشی

۱۰ ثانیه

گوشی زیر بالش یعنی دعوت از عزرائیل برای گرفتن جانِ خواب.

«فقط ساعت رو چک کنم» سابقهٔ کیفری سنگین دارد.
۴

سقوط آزاد در منطقهٔ بالش

۲ دقیقه

خاموشی مطلق، تنفس عمیق، و بستن پروندهٔ کارگاه ویراستاری.

بالش: «ما از ساعت ۱۰ منتظر تشریف‌فرمایی شما بودیم!»
۵

قطع سیم‌کشی رادیو و ویراستاری درون

تا اطلاع ثانوی

تنوینِ نصب و نیم‌فاصله به هیچ‌کس نان و آب نمی‌دهد.

گوینده: «و اما ادامهٔ برنامهٔ کتک‌کاری علی فتاحی...» — قطع کابل برق!
۶

تسلیم بی‌قید و شرط به پتو

هرچقدر لازم

پتو را بکش روی سر و به هیچ‌چیز فکر نکن.

پتو: «من پتو هستم، نه مشاور خانواده برای کات کردن با خانم آقایی!»

مقصد نهایی: خوابِ عمیق و مرگ‌بارِ شیرین

گوشی در هال، نور صفر، پتو تا زیر چانه، و مغز در حالت خاموشی کامل.

بازگشت به ستاد عملیات
⚖️ دادگاه سوری خواب

بهانهٔ ارائه‌شده:

...
حکم نهایی:
گمشو تو تختت ضعیفهبا احترام